قرآن ,شیعه ,آیات ,هایی ,مصحف ,سوره ,حروف مقطعه ,هرمنوتیک قرآن ,سوره هایی ,مصحف اصلی ,پیدایش فرقه

در باره هرمنوتیک متن مقدس به اینجا رسیدیم که در تفکر اسلامی، قرآن با سه راهکار هرمنوتیکی، حمایت شد و از ماندگاری و در دسترس بودگی آن دفاع گردید: قرائت. تفسیر و ترجمه. در باره تفسیر، بار مهمترین وظیفه بر دوش حجازیان بود. اینان به دو گروه تقسیم شدند.( با اینکه هنوز و در سده اول هجری مفاهیم شیعه و اهل سنت به ساخت مندی مفهومی کامل نرسیده ولی من از آن برای توضیح این پدیده استفاده می کنم-به دلایلی) یکی از این دو گروه، نزد اهل سنت دیده می شوند با نام صحابه، تابعان و عالمان و «راسخان در علم». یکی دیگر نزد شیعه،  با نام اهل بیت. هر دو طیف کسانی بودند که صاحب اصلی متن مقدس تلقی می شدند. آنها خود را در مراقبت از متن و گسترش آن متعهد می دانستند زیرا این متن در سرزمین حجاز فرود آمده بود و همه هستی این سرزمین در گرو گسترش و تداوم آن بود. نزد شیعه هرمنوتیک قرآن(یعنی مرحله فهم و تفسیر آن) با گذر از ایده عصمت و نص و غلو سامان بهتری گرفت و به اوج خود رسید. منظورم از اوج وجود طیف وسیعی از تأویل و باطن گرایی در باره مضامین قرآنی در سنت روایی شیعه است. این کار زمانی امکان تحقق داشت که امام به عنوان فردی دارای عصمت و بل حتی با مزاعم نظریه« تفویض» حمایت و همراه می گردید. با گذر از این مرحله، هرچه به نام حدیث از جانب  امامِ ساکنِ حجاز صادر می شد و به دست کوفیان و قمیان و دیگر مناطق شیعه نشین می رسید، تلقی به قبول می شد. زمانی که دفاتر و مجموعه هایی از این نوع احادیث به شکلی باور نکردنی، بخش مهمی از باورهای ثابت قرآنی را از راه تأویل و تفسیرهای عجیب، به محاق می بردند، برخی خاندان های سرشناس بخصوص در قم، به مخالفت با غالیان روایتگر این احادیث، پرداخته و آنها را از شهر خارج و گاه نقشه قتل آنها را می ریختند.

نزد اهل سنت این چالش اما به شکل دیگری در باره هرمنوتیک قرآن پا گرفت. با این توضیح که مسئله جمع و تدوین قرآن از دغدغه های خلافت بعد از نبی بود. ابوبکر قانع نمی شد اما عمر اصرار بر این کار داشت و حوادثی مانند کشته شدن شمار بسیاری از قاریان که قطعات زیادی از قرآن را حفظ بودند، دستگاه خلافت را مجاب به جمع قرآن کرد -با مدیریت زید بن ثابت. گروهی که زید بن ثابت برای گردآوری سور و آیات قرآن و ساختن یک مصحف منظم سامان داد، موظف بودند هر کس را که آیه و بخشی از سوره یا بخشهایی از قرآن نزدش بود، فرا بخوانند و در صورتی که دو شاهد بر ادعای خود می آوُرد، آیات و سوره هایش را می پذیرفتند. شاهدان باید گواهی می دادند که آنها همین آیات و سوره ها را از خود پیامبر شنیده و بنابرین این فرد ناقل، راست می گوید که چنین آیات و سوره هایی وجود دارد و الا سخن او پذیرفته نمی شد و آیات و سورش نزد خودش می ماند. همین نپذیرفتن مدعای برخی از آورندگان، خود به چالشی دامن زد. از طرفی نوشته شدن آیات و سور بر روی پوست و ابزار ساده آن زمان، عمومی نبود. در این خصوص من به این حدس رسیده ام(با حمایت برخی قرائن موید) که سوره هایی که حروف مقطعه دارد(مانند الم، المر،...) از قبیل سوره هایی هستند که بر روی ابزار کتابتی نوشته شده ولی الباقی سور نوشته نشده بودند. به عبارت دیگر کل قرآن نوشته نشده بود و بخش عمده اش در حافظه کسانی بود که به عنوان«قاری» شناخته می شدند و تنها بخشی که هم اکنون با حروفی که به نام مقطعه می شناسیم، کتابت شده بود.(مدعی نیستم این حدس کاملا درست است اما آن را بهتر از دیگر تفاسیر در باره حروف مقطعه می دانم. اگر این حدس درست باشد، معنای حروف مقطعه هم روشن می گردد که علائمی است که از سوی پیامبر برای ایجاد فاصله میان سور یا به دلایل دیگر گذاشته شده بود.) باری دستگاه خلافت یک مصحف فراهم کرد و نسخه ای از آن را نزد برخی زنان پیامبر گذارد و از روی آن، نسخه هایی فراهم کرد و به بلاد فتح شده و به میان لشکریان فرستاد. در عین حال، کسانی از صحابه ، یا مدیریت زید بن ثابت یا قرآن جمع آوری شده را پذیرا نشده و خود«مصحف» مجزایی از آیات و سور فراهم کردند. این مصاحف معارض و مصحف اصلی که از روی آن نسخه هایی تهیه شده بود، آنقدر سبب اختلاف گردیده بود که در عهد عثمان، برای حل آن تصمیم گیری شد. به این ترتیب عثمان به«توحید مصاحف» رو آورد به این معنا که همه مصاحف غیر مصحف اصلی را نابود کرد و منع شدید برای رجوع به دیگر مصاحف برقرار گردید اما واقعیت این است که برخی مصاحف حاشیه ای، تا سیصد سال بعد همچنان در گوشه و کنار مناطق اسلامی، شناخته شده بود و تفاوت های متنی آن خبرساز می شد. در منابع شیعی هم نام بردن از«مصحف علی» و «مصحف فاطمه» به این معنا بود که در آن آیات و سور متفاوتی هست گرچه بعدها دانشوران شیعی از روی مصلحت توضیح می دادند که منظور از مصحف علی یعنی مصحفی که«شأن نزول» آیات  و سور را دارد غافل از اینکه متن دارای شأن نزول، «تفسیر» است نه مصحف.

بنابرین چالش شیعه در مواجهه با قرآن با چالش اهل سنت فرق می کرد. اهل سنت در فهم قرآن و تفسیر آن کمتر دچار اختلاف می شد و یا اختلافات به پیدایش فرقه های معارض نمی انجامید گرچه هنوز رگه هایی از اختلافات اولیه را می بایست از سر بگذراند و در باره مصحف به یک اجماع برسد ولی شیعه در این زمان ها، تمام هم و غم خود را بر روی ایده«تداوم نبوت در امامت» گذاشته بود و این ایده را با نظریه امامت، نص، عصمت و غلو سامان مفهومی می داد و به ساخت مندی کافی می رساند. در گذر از این ساماندهی و رسیدن به مشروعیت کامل امام، چالش های زیادی در میان شیعه شکل گرفت. ازجمله چالش تعیین مصداقی امام و اینکه کدام فرد از اهل بیت و خاندان علی، امام است و اینکه آنچه از امام منتشر می شد، چرا دامنه تأویل و گستردگی معنایی آن در حدی است که ظواهر قرآنی را پشت سر می گذارد؟این چالشها بخصوص در مناطق دور از حجاز که امامان در دسترس مردم نبودند، بیشترین مشکلات را پدید می آورد و سبب پیدایش فرقه های متعدد در شیعه گردید. از این رو می بینیم در زمانی که اهل سنت جز در مسئله جمع قرآن و در  اسناددهی به حدیث و تدوین و تبویت آن، کمترین نحله های معارض را دارد، شیعه بیشتر از 15 فرقه درون گروهی را تجربه کرده بود. مکاتب اختلافی اهل سنت بعدها و بر اثر آشنایی با فلسفه یونان و آراء و مقالات خارج از اسلام در قالب معتزله و اشاعره بیرون آمد و این اختلافات عمدتا در باره«هرمنوتیک قرآن» یعنی فهم و تفسیر کلمات قرآنی بود و نه بر سر اصل عقاید اولیه مورد اجماع.

با همه اینها، شیعه  در مراحل اولیه که هنوز به یک نظام عقیدتی تمامیت یافته ای نرسیده بود، بیشترین آزادی رفتاری را در موضوع«هرمنوتیک قرآن» فراهم ساخت زیرا شیعه به سبب تکیه بر اراده امامی که فراتر از یک متن بود، می توانست، پیوستاری وسیع از فقه مبتنی بر ظواهر قرآن تا تأویل های بسیار دور از دسترس را در قالب عرفان و تصوف ساماندهی کند. شیعه در عمل، جمع ناممکنی از ظواهر و بواطن متن قران را پیشنهاد می داد و این پیشنهاد مورد پذیرش گروه های خارج از حجاز، عارفان و سرزمین های فتح شده واقع می شد.به نظرم، پذیرش فرهنگ شیعه در ایران و برخی سرزمین های دیگر را می توان به این ریشه های نخستین در برخورد با قرآن بازگرداند. شیعه برخلاف اهل سنتی که به سمت اجماع گرایش داشت، به سمت اراده امام و تفسیر و تأویل او رو آورده بود.؛ امامی که گاه جز پژواکی از سخنش به سرزمین های دور دست نمی رسید و همان پژواک به نحله ای در فهم و هرمنوتیک قرآن تبدیل می گردید – با دامنه ای وسیع و مستقل در نظرورزی.

منبع اصلی مطلب : تیمار
برچسب ها : قرآن ,شیعه ,آیات ,هایی ,مصحف ,سوره ,حروف مقطعه ,هرمنوتیک قرآن ,سوره هایی ,مصحف اصلی ,پیدایش فرقه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : هرمنوتیک(6)