قرآن ,هرمنوتیک ,شیعه ,اولیه ,فقیهان ,دلیل ,هرمنوتیک قرآن ,موقعیت اولیه ,اجرای حدود

8. در باره«علینا القاء الاصول...» که در «هرمنوتیک 7» آمد، مناسب است به اختصار اشاره کنم که من این مضمون را تلقی به قبول کرده ام نه از دیدگاه حدیث شناختی بلکه از دیدگاه جامعه شناسی معرفت حاکم بر سرزمین و مردمان حجاز . توضیح اندکی که مناسب باشد، این است که «اصول» القایی را می بایست تمام توانمندی ویژه ای فرض کنیم که یک نظام زیستی و فکری برای مراقبت از خود به کار می گیرد. در آنچه که به حجاز مربوط است، مقوله ی مراقبت از خود جز با مراقبت از متن خود و شریعت خود امکان پذیر نبود. حجازیان قاعده های رفتاری مخصوص خود را در باره«حفظ و تداوم متن مقدس» و «حفظ شرع» داشتند و  این قواعد را با عبارات مختلف از جمله با کلمه«اصول» بیان می کردند. کلمه اصول گرچه در اینجا در تقابل با فروع قرار گرفته و در بحث مبانی هرمنوتیک قرآن مورد استناد قرار می گیرد ولی نباید لزوماً ما را به این تصور بیندازد که در اینجا دو نوع فهم و دانش داریم یک نوع فهم و دانش مخصوص راسخان در علم است که اهل بیت(برای شیعه)،صحابه و تابعین(برای اهل سنت) آن را القا می کنند و یک نوع دیگر فهم و دانش کسانی است که در اصطلاحات سپسین با کلمه«فقیه» و«مجتهد» از آنها یاد می کنیم زیرا این تصور مردود است به دلیل مضمون روشن حاکم بر مجموعه های حدیثی اولیه شیعه که تنها اهل بیت و ائمه را«عالم» می داند و دیگران در نسبت با آنها معمولا«راوی حدیث امام» و حداکثر«مبلغ» هستند و یافتن احادیثی در این مجموعه ها که در آن تعبیر«عالم» و «فقیه» به افرادی غیر ائمه به شکل مثبت اطلاقِ گردیده باشد، آسان نیست. در این زمینه نکاتی از قول هشام بن حکم، یونس بن عبدالرحمن و زراره و کسان دیگر، نقل شده که تماما مذمت«اجتهاد» است که بیشتر به این معنی است که هیچ کس غیرِ ائمه، حق بیرون کشیدن شریعت از قرآن را ندارد. به عبارت دیگر حق تشریع احکام و هرمنوتیک قرآن (که هدفش ماندگار کردن و در دسترس نهادن قرآن باشد)، به خود حجازیان اختصاص دارد و به کس دیگری واگذار نشده است و تفریع فروعی که بعدا مرسوم گردید طبعا باید به معانی دیگری فهمیده شود. نزد اهل سنت هم به دلیل تلقی آنها از عدالت صحابه، آنچه به نام حدیث، فقه، تفسیر و عقیده، به دیگران داده می شود، تماما«نقل»ی است که از صحابه و تابعین می رسد و مجموعه شریعت و دین را  شکل می دهد و همه مکلف اند به این نقلیات با رعایت شرایط اسناددهی صحیح، عمل کنند. پس کار فقهای سپسین را چه می توان نامید؟ کار آنها را می توان در مراحل اولیه بیشتر در حوزه امارت، قضاوت و نحوه اجرای حدود دانست. کار فقیهان اولیه اهل سنت بخصوص در حوزه قضاوت، گویای وظیفه اصلی آنهاست.. معمولا برخی از نخستین فقیهان مانند قاضی ابویوسف(182ق) رساله های فقهی در باره احکام قضاوت و چم و خم اجرای حدود و تعزیرات نوشته اند. بنابرین کار فقیه عمدتا رفع چالش های حکومتی فرض می شد. اما به تدریج آنها به این توانمندی رسیدند که «فراتر» از موقعیت اولیه خود را هم محقق کنند. موقعیت اولیه همه نسبت یافتگان با حافظان شرع یا «نقش راوی و مبلغ»  بود(در تلقی شیعه که اجتهاد را مذموم و صحابی امام را راوی او می دانست) یا«فقیه»ی بود که می بایست به اجراییات و وضع آیین نامه های آسان حکومت کردن حجازیان فکر کند و نه بیشتر. به تدریج موقعیت این افراد تغییر کرد. در شیعه به دلیل عصر غیبت و در اهل سنت به دلیل تکثر احادیث متعارض و نبوغ کسانی چون ابوحنیفه(پایه گذار نظریه «رأی» و سردمدار اصحاب«ارأیت» و شافعی(تدوین گر اصلی علم اصول فقه) که خود را دست کمی از پیشینیان نمی دانستند.  بنابرین  من این تفریع فروع بخصوص در شاخه ابوحنیفه و بعدا نزد فقیهان شیعه در قرون متاخر بخصوص از علامه حلی(728ق) را نوعی هرمنوتیک جدید(هرمنوتیک قرآن و حدیث) فرض می کنم که بنیادها و  مبانی حاکم بر آن با «نقل»یات حجازی متفاوت است. اینان راه دیگری را برای ماندگار کردن متن مادر و متن بدیل پیشنهاد می کنند که هم متن مقدس را به «انسان» نزدیک تر می کند و هم به همان اندازه در مفهوم حفظ و ماندگاری آن تغییر جدی می دهد. مهمتر از همه اینها به سبب به کار گرفتن قواعد مشترک بشری، معمولا در روش شناسی به قواعد روشنی می رسند که تکیه بر اراده فردی ندارد بلکه کاملا در قالب کتاب های جاندار اصول فقهی، تقریر و تبیین می گردد. در این خصوص میان انبوه متکثر فقیهان در روشی که برای فهم عام و خاص، وضع و دلالت الفاظ و ابزار فقهی به کار گرفته اند، تعارض در حد بسیار کمتری از وقتی دیده می شود که میان فرد فرد حجازیان در هرمنوتیک قرآن وجود داشت.

منبع اصلی مطلب : تیمار
برچسب ها : قرآن ,هرمنوتیک ,شیعه ,اولیه ,فقیهان ,دلیل ,هرمنوتیک قرآن ,موقعیت اولیه ,اجرای حدود
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : هرمنوتیک(9)