مقدس ,پیشین ,هرمنوتیک ,گردید ,دیگران ,زمانه ,عنوان گذاری

چند نکته بی ربط :

چرا مطالب منسجم نیست؟ چرا عنوان گذاری ها دقیق نیست؟ پاسخ:چون فکر کردن به یک موضوع لزوما به معنای روشن بودن تمام جوانب آن برای نویسنده نیست. عنوان گذاری هم عمدی است و در جاهایی هرچه کمتر توی چشم باشی، بهتر است.

چرا مطالب شفاف نیست و ابهامات و تو درتویی زیاد است؟  چرا واضح تر نمی نویسی؟ پاسخ: اولا این نوشته اولین قلم است یعنی پیشتر آن را ننوشته ام و هرچه بوده و نبوده در جعبه ذهن جای داشته و لازم دیدم آن را بیرون بیاورم تا بهتر به عیبهایش نگاه کنم. ما در قالب ذهنی مان، کمتر می توانیم، عیوب مدعیات، استدلالها و چارچوبهای فکری مان را ببینیم ولی وقتی آن را در قالب کلمه بیرونیت بدهیم، با هر خوانش-بخصوص اگر خیلی دلبسته و وابسته به برداشتهای خود نباشیم-پاره ای از عیوب آن را می توانیم ببینیم. بعلاوه نگاه و ارزیابی دیگران هم بسیار کارساز است در رفع نواقص.ثانیا اینجا شخصاً دارم تمرین فکر کردن می کنم. همواره در مرحله تمرین، عدم انسجام، بریده بریدن عمل کردن و حرف زدن و ابهام رفتاری وجود دارد. ثالثا بخشی از گفتن و نوشتنِ مبهم، از واهمه ای بر می خیرد که پشت حرفهای خطرخیز در سرزمینهای خطرخیز هست. حتی می توان گفت که ای بسا حرفی که ذاتا خطرخیز و ناراحت کننده نیست، اما موقعیت چنین حرفی شبیه موقعیت سرزمینی است که برخی مصداق های بوسیدن در آن ممنوع باشد و پسر جوان از سفر برگشته ای را مشاهده کنیم که در ملا عام مادر زیبا و جوانش را در آغوش گیرد و گونه هایش را ببوسد، طبعا کارش بد فهمیده می شود و مایه دردسر. این خواسته زیادی نیست که بگوییم، نمی توانیم از گفتن حقیقت آنگونه که می خواهیم و می فهمیم، راضی باشیم مگر در آن حد که پسری بتواند بی واهمه، هر جور دوست داشت مادر نازنینش را در ملاء عام در بغل گیرد. می دانیم که وضع ما بقول غربی ها آیرونیک تر و بقول خودمان طنزآمیزتر از این حرفهاست. طنزی زجرآور و نابسامان کننده. چون هم می خواهی همه حقیقتی را بگویی و سهمت از حقیقت خواهی را ادا کنی که گرچه در نظر دیگران هیچ نیست ولی برای خودت مهم و محترم است و هم مراقب باشی که بوسه بر گونه مادر به عنوان اشاعه فحشا تفسیر نگردد!

دنباله مطلب هرمنوتیک:

 

پس متن های مقدس را یا متن های بشری به نقد می کشند یا متن های همسان و متولد شده از آنها. وقتی متن متولد شده به قیام علیه متن سابق بر می خیزد، هرمنوتیک متن که مطلوب اول و آخرش تداوم متن و حفظ آن است، به ضد خود تبدیل می گردد و این درست زمانی است که هرمنوتیک ورز،آگاهانه و عامدانه دست به آفریدن متنی نو برد و آن راجایگزین متن پیشین کند-با تکیه بر شرایط و موقعیت و زمانه. متن های مقدس که کانون نیرومند و گسترش یابنده ای را شکل می دادند، مومنان بسیار را جذب می کرد. کسانی از مومنان کارشان «تبلیغ» متن بود که بخشی تلفیق شده از هرمنوتیک قرائت و هرمنوتیک تفسیر است. آنها مدتها به کار تبلیغ ادامه داده و به آن عامل  بودند و  نقش میانجی متن با جامعه مومنان را بر عهده می گرفتند. به تدریج به توانی می رسیدند که اجتماع،متن مقدس را تنها از زبان و لحن و بیان آنها می شنید و می گرفت. تا جایی که آنها به عنوان تنها مقام مشروع مرتبط با هرمنوتیک متن مقدس که جایگاهش برتر از دیگران است، شناخته می شدند. این مبلغان در قالب شخص معین که نبی جدیدی بود، وقتی موقعیت را فراهم می دیدند، می توانستند متن مقدس را به تعبیر امروزی ها«شیفت پاراداریم»ی  کرده و آماده ی آفریدن دنیایی نو و متنی نو گرداند. می توان گفت در این حالت، هرمنوتیک  مبلغ پیشین و نبی جدید از متن پیشین، به سطحی اوج می گرفت که خود او محور هر مبدأ معناآفرینی می گردید. به عبارت دیگر متن های مقدس محدودند ولی مبلغان آنها از میان پیامبران بسیار. شماری از این پیامبران به سبب توانمندی ذاتی، ویژگی زمانه و کمبودهایی که در متن مقدس احساس می کردند، دست به نسخ احکام متن پیشین زده و متن نویی می آوردند و به این ترتیب همچنان«وحی» تداوم می یافت اما بدون تکیه بر یک متن خاص و تنها متکی بر عنوان کلی«وحی». پس در این وضع  نقش او از «مبلغ» به «شارع» تغییر می یافت و ذرات پراکنده ی نیروی دینی، پیرامون نقطه ی وجود او شکل می گرفت و به تدریج با طی مراحلی و نوسان هایی، خود به  عنوان کانونی نیروبخش، فعال می گردید و به دیگران گرما  و آرامش و ایمان نو می داد. طبیعی است که رنج و آزاردیدن چنین نبی پیام آوری شروع می گردید و او مدتها سختی می دید و با شکیبایی و در راه تثبیت جهان ویژه خود، با مشقت ها می ساخت و یاران اندکش را دلداری می داد. در این میان نسبت او با متن پیشین بطور کلی گسسته نمی شد.شاید بهتر باشد بگوییم متن مقدسِ نبیِ شارع، در برخورد با متن مقدس پیشینی که مدتها آن را تبلیغ کرده و در فهم و القای آن کوشیده بود، به سه وجه متمایز شکل می گرفت.1. هسته اولیه و جان بخش متن پیشین حفظ می گردید.2.ضعف ها و نقص های آن متن به«مومنان» آن نسبت داده می شد و به شدت آنها و دیگران را از خطا و انحراف  رخ داده در متن آگاه می ساخت. انحرافی که کار منحرفان بود نه کار نازل کننده متن مقدس. گوش زد می کرد که بهترین راه این است که مسیر او را بپیمایند و به پیام او ایمان آورند تا از انحرافاتی که در متن پیشین ایجاد کرده اند، نجات یابند3. احکام و رویه های عملی متن پیشین متناسب با نژاد، زمانه و جغرافیای متن پسین و جدید، تغییر می یافت-تحت عنوان نسخ. به این ترتیب نبی کتاب آور نو، همچنان می توانست از بخشهای نیروبخش متن پیشین نیرو بگیرد و مدافع آن باشد و بخشهای مخدوش و بی رمق آن را به گمراهانی نسبت دهد که به متن افزوده اند و بخشهای ناهماهنگ با زمانه را هم دگرگون کند  و با شکلی پیشرفته تر و نوتر و پذیرفته تر، به مخاطبانش عرضه کند. به این ترتیب مراحل هرمنوتیک متن مقدس در زمان های دور، به آسانی به ضدیت با آن تبدیل می گردید. آنچه در متن لاحق دیده می شد گرچه هماهنگی هایی با گذشته داشت ولی در عمل و نظر، مخدوش گر تمامیت دنیای متن سابق بود. برای آورنده متن نو، کسانی که همچنان بر متن سابق مشی می کردند و بر این مشی منحرفانه خود اصرار داشتند، مطرود بودند و به جامعه نو پذیرفته نمی گردیدند. جامعه نو مبتنی بر متن نو، مدتها بزرگترین چالشش با مومنان به متن پیشین است که خود نبی نو، در مقام مبلغ، آنها را به آن متن پیشین راهنمایی کرده ولی اینک تغییر پارادایم داده است. به عنوان یک راهبرد شناخت شناسانه از آینده ی مبهم کتب مقدس می توان گفت که این مدل از تغییر متن مقدس چون از سوی فردی صورت می گرفت که به نواقص متن پیشین آگاهی داشت، به تدریج او را هم دچار دلنگرانی می کرد که دیگرانی بیایند و متن او را کنار بگذارند. برای مراقبت از این وضع، راهکارهایی پیش بینی می کرد و متناسب با آن راهکارها، محافظت از متن وحیانی خود را بیشتر می کرد. به همین دلیل سیر مراقبت از متن های مقدس دستکم در باره مهمترین متون نشانگر برتری آخرین متن مقدس به نسبت به متن های مقدس پیشین است در حفظ خود و مخدوش نشدن و از دسترس خارج نشدن.

منبع اصلی مطلب : تیمار
برچسب ها : مقدس ,پیشین ,هرمنوتیک ,گردید ,دیگران ,زمانه ,عنوان گذاری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : هرمنوتیک(13)